تبلیغات
آت‍ـــِنـــÃthenaــا - مطالب شهریور 1394

آت‍ـــِنـــÃthenaــا

Miss Architect

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ



خوانده ام• پاریس، جشن بیكران

اگر بخت یارت بوده باشد تا در جوانی در پاریس زندگی كنی، باقی عمرت را، هرجا كه بگذرانی، با تو خواهد بود، چون پاریس جشنی است بیكران. (ارنست همینگوی. شروع كتاب)森ガール のデコメ絵文字


kwy5_b612-2015-09-07-15-34-50.jpg

چند دفترچه جلد آبی، دو مداد و یك مداد تراش (چاقوی جیبی زیاده از حد میتراشید)، میزهای رویه مرمری، بوی صبح زود، بیرون زدن از خانه و دمی به خمره زدن و بخت و اقبال - این بود تمامی آنچه نیاز داشتی. در مورد بخت و اقبال ، میبایست شاه بلوطی را همراه پای خرگوش در جیب راستت همراه داشته باشی. پرز پای خرگوش مدتها پیش از بین رفته بود و استخوان و رگ و پی براق شده بود. پنجه اش بر ته جیبت چنگ میزد و میفهمیدی كه بختت هنوز آنجاست.

ادامه مطلب



طبقه بندی:
#Athi_Library،
برچسب ها:داستانهای آمریكایی، ارنست همینگوی،
[ یکشنبه 22 شهریور 1394 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ Athena Ak ] [ نظرات() ]

خوانده ام• دختری با گوشواره مروارید


شروع به دویدن كردم. به طرف پایین خیابان كوادلنجندیك دویدم و از پل گذشته و به میدان بازار وارد شدم. فقط دزد ها و بچه ها این طوری فرار میكردند. به مركز میدان كه رسیدم، رفتم و در وسط ستاره هشت ضلعی داخل دایره كاشیها ایستادم. هر فلش نشانگر مسیری بود كه میتوانستم انتخاب كنم. از یك مسیر میتوانستم به خانه والدینم باز گردم، و از یك مسیر دیگر میتوانستم در پی پیتر رفته و او را در بازار گوشت بیابم و با ازدواج با او موافقت كنم. و می توانستم مسیر دیگری را انتخاب كنم كه به خانه وان راجی وان ختم می شد. او مرا با لبخندی پذیرا میشد. و یا حتی میتوانستم از مسیری بروم كه به خانه وان لوون هوك ختم میشد كه از او خواهش كنم كه به من رحم كند و كمكم كند. حتی می توانستم به روتردام بروم و فرانس را جستجو كنم. بالاخره می توانستم فلشی را انتخاب كنم كه به خانه ورمیر ختم می شد و دوباره به آنجا باز می گشتم، هم میتوانستم به داخل كلیسای جدید و در درگاه خدا دعا كنم كه راهنماییم كند. در مركز دایره ایستادم و در حال تفكر شروع كردم به چرخیدن تا انتخاب خود را انجام دادم. میدانستم كه مجبورم چنین تصمیمی را بگیرم. با دقت پایم را در لبه فلش گذاشتم و مسیری را كه فلش نشان میداد به آرامی طی كردم.

vwn_img_20150903_181417.jpg


عنوان: دختری با گوشواره مروارید
نویسنده: تریسی چویلر (شوالیه)
مترجم: مهناز حسینی
ناشر: نشر سمر
موضوع: داستان انگلیسی--قرن20 م




طبقه بندی:
#Athi_Library،
برچسب ها:داستانهای انگلیسی، تریسی چویلر،
دنبالک ها:دختری با گوشواره مروارید،
[ پنجشنبه 12 شهریور 1394 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ Athena Ak ] [ نظرات() ]

بازارچه خیریه رعد

دو سه ماه پیش یكی از دوستام به اسم نیلوفر وقتی یكی از دستبند های دست سازمو دید بهم درباره یك بازارچه خیریه كه هر ساله شهریور ماه برگزار میشه گفت و قرار شد كه برام یك غرفه بگیره و من هم كارهام رو ببرم و بفروشم. 
چهارشنبه گذشته جشنواره شروع شد و تا ساعت نه شب جمعه ادامه داشت.
توی این سه روز خیلی بهم خوش گذشت ، كلی با ادم های جدید آشنا شدم ، كلی خندیدم كلی چیزهای جدید یاد گرفتم و كلی ایده جدید هم رفتم.
uhsi_img_20150830_180029.jpg

ادامه مطلب



طبقه بندی:
#Athi_Doing، #Athi_Photography ، #Athi_Project، #Athi_Note،
[ دوشنبه 9 شهریور 1394 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ Athena Ak ] [ نظرات() ]